تبليغاتX
سرای دیوانگان و دروغگویان!
سرای دیوانگان و دروغگویان!
وقتی دروغ می میرد، صداقت بی معنا می شود.

انقلاب ما انفجار نور بود.

البته فقط ترکش هاش به ما رسید...

سلام.

تبریک می گم به همه فرا رسیدن این ایام رو. ایام در لغت به معنای روزها است و منظور از آن سالروز انفجار نور است.

ضمن تبریک این روزها می خوام براتون از دستاورد های انقلاب بنویسم.

انقلاب موفق شد جوانانش را(البته توجه کنید که جوانان انقلاب اونایی اند که اون موقع جوان بودن. من و شما می شیم فرزندان انقلاب و اون هم برای ما می شه بابا انفجار.) چی می گفتم؟ آهان. جوانانش را به آرزوی دیرینه خود برساند و تگزاسی درست کند که بیا و ببین. تصور کن در شهری امن و امان و 500 هزار نفری زندگی می کنی. بعد یه روز که رفته بودی بانک، یهو یه صدای خشنی می شنوی. طی همین صدا شونصد تا ماشین که داشتن از تو خیابون رد می شدن می خورن به هم. بر می گردی به اونجایی که صدا رو شنیدی، همراه با یه صدای دیگه یه نفر در حالی که خون از سرش می پاشه پرت می شه عقب....

ماجرا از هیچ اخبار سراسری ای پخش نمی شه و مجبور می شی به روش های سنتی رو بیاری. اینجاست که بعد از 2 هفته ضد و نقیض شنیدن بعد کم کم به یه داستان منطقی می رسی. ماجرا از این قرار بوده که اینا 3 تا برادر بودن، یکی شون رو می اندازن زندان، اون 2 تا هم مامانشون رو برمی دارن و دوره می افتن دور کشور و تو هر شهر 4 تا رو می کشن. هیچ کس هم نمی تونه بگیرتشون. حالا باید در و دیوار شهرو پر کنن از عکساشون زیرش بنویسنwanted. البته اینجا یه فرقی با تگزاس داره که اینجا معلوم می شه و اون هم اینه که مردم فیلم می گیرن از قاتل، از ترسشون پاک می کنن. کی راه می افته بره دنبال قاتل بگرده؟

بی خیال. مگه مغزش شله؟

انشاالله به زودی با خبر های دیگری از این تگزاسی ها مواجه می شویم.

این نمونه ای از ترکش ها بود.

و یه پیغامی داشتم برای اون امریکای جنایتکار که خدا خیلی خیرت بده. اگه تو نبودی و ما رو تحریم نمی کردی، اونوقت ما تا 50 سال دیگه هم به اندازه سر سوزنی پیشرفت نمی کردیم. این انرژی اتمی که به هیچ درد ما نخورد. حالا شاید این تحریمه برامون یه کاری بکنه...

و حالا می رسیم به تحلیل و بررسی انقلاب: این مسئله که به امام خمینی به خاطر این دستاورد عظیمش(منفجر کردن نور) نوبل فیزیک ندادن خودش کافیه برای اینکه ما بفهمیم چقدر بی تربیتن (این دیگه ته فحش بود). من نمی دونم با این آدمای بی تربیت چه کار کنم.

آخرش هم می خواستم ببینم این پزشکان عزیزمون که این همه بیماری های جور و واجور رو درمان کردن هیچ چاره ای واسه ترکش خورده های انقلاب ندارن؟ اینا که بزرگترین قشر معلول کشورن رو نمی خواید درمان کنید؟ بعد هی برید رویانا بکارید. راستی این رویانا هم خیلی تپل مپل شده ها. اگه الان نخوریدش بعدا گوشتش بد مزه می شه. من اگه بودم که تا حالا سرش رو بریده بودم. خودتون نمی خواید بکشیدش خوب کاری نداره. کشتارگاه رو ساختن واسه چی؟

بچه ها یه سوال داشتم. به نظر شما من چرا وقتی این شکنجه هاه های قبل انقلاب رو نشون می دن یا راجع بهش حرف می زنن احساس حال بد بودگی می کنم؟ به نظرتون سرما خوردم که اینجوری شده؟ مثلا با استامینوفن خوب می شه؟

به نظرم انقلاب کار سختیه. خیلی. همون قدر که حرف زدن راحته...

ببخشید که دیگه داستان نمی نویسم. ایشالا آپ بعد حتما راجع به داستانه.

فعلا....

|+| نوشته شده توسط بهاره دروغگو در شنبه بیستم بهمن 1386 ساعت 21:8 |