تبليغاتX
سرای دیوانگان و دروغگویان!
سرای دیوانگان و دروغگویان!
وقتی دروغ می میرد، صداقت بی معنا می شود.
اول بخون. بعد می نویسم.

سلام بچه ها. داستانو شروع نمی کنم چون هنوز چند نفر که تعدادشون هم زیاده اکسپت نکردن.

حالا اول از آقا نیما(آدرسش توی پیوندا به اسم خنده پاستوریزه هست، حوصله ندارم دوباره بنویسم.) تشکر می کنم که این آدرسا رو دادن که من متن ویرایش شده داستانامو آپلود کردم شما می تونید برید بخونید ببینید قبلا چه خبر بوده.

اول بهاره یک دروغگوی خائن:

 

http://doorooghgo.persiangig.com/other/doroghgoye%20khaen.pdf

18 صفحه است. 144 کیلو بایت. داستان اولمه.

 

اینم بهاره یک دروغگوی عاشقه:

 

http://doorooghgo.persiangig.com/other/doroghgoye%20ashegh.pdf

25 صفحه است. 236 کیلو بایت. نقاشی های مهسای دلیرم توش گذاشتم. داستان دومه.

 

داستان سومو سه روز دیگه شروع می کنم.

راستی بچه ها، زهرا آبجی می گه شخصیت های داستانو یکی یکی وارد کن خواننده هنگ نکنه.

پیشنهاد خوبیه ها. توی هر آپ یک یا حد اکثر دو تا شخصیت وارد می کنیم...

اینو گفتم که اگه دیر اومدید قهر نکنید.

اونایی که نیومدید اکسپت کنید: اگه تا سه روز دیگه نیاید تموم...

 

 

راستی بچه ها می دونید شعار تیم های فوتبالی که با ایران مسابقه می دن چیه؟

من بهتون می گم: فقط توپ رو به رحمان برسونید.

خیلی بی مزه بود؟؟؟ شرمنده

 

 

فعلا...

|+| نوشته شده توسط بهاره دروغگو در یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386 ساعت 18:23 |